محمد قنبرى

325

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

مىدهم كه دروغ به پيامبر بست و پيامبر صلى الله عليه و آله پرنده را نفرموده است ؛ ولى او به خاطر نزديكى به ما اين حديث را ساخت . 3 . مؤلف ، دسته‌هاى ديگرى از حديث‌سازها را زنادقه ( نظير ابن ابى العوجاء ) و خوارج ( نظير ازارقه ) و نواصب و بعضى از غلات ( نظير ابن الخطاب و يونس بن ظبيان و يزيد الصائغ ) مىداند . عقيلى روايت مىكند از حماد بن زيد كه زنادقه ، چهارده هزار حديث از قول پيامبر ساختند . وى داستان غرانيق را از ساخته‌هاى زنادقه مىداند . 4 . دسته ديگر ، كسانى بودند كه براى به دست آوردن نان ، حديث ساختند و شاهد مدعا اين داستان معروف است كه كسى در بغداد از احمد بن حنبل و يحيى بن معين حديث نقل مىكرد و هر دو حاضر بودند . به او گفتند : ما كى چنين چيزى گفتيم ؟ گفت : مگر در دنيا فقط شما دوتا احمد بن حنبل و يحيى بن معين هستيد ؟ من از هفده احمد بن حنبل مطلب نوشته‌ام . ميرداماد ، سپس جريانى را كه بين عايشه و ابو هريره اتفاق افتاده را نقل مىكند كه ابوهريره روايتى از پيامبر نقل كرد . عايشه به او گفت : كى پيامبر چنين چيزى فرمود ؟ گفت : هنگامى كه پدرت را به خلافت نصب كرد ! مؤلف ، بعد از شرح اقسام چند گانه ، مىپردازد به تصحيف‌هاى ديگرى كه اتفاق افتاده است ، چه عمداً و چه سهواً . راوى ، گاهى كلام خود را مسنداً نقل مىكند و گاهى كلمات حكما را به پيامبر نسبت مىدهد ؛ « 1 » گاهى كلامى را مىشنود و در آنها يك جمله ( كه ربطى به حديث ندارد ) ، خيال مىكند كه جزو حديث است ؛ بعد آن را به عنوان حديث نقل مىكند . نكته‌اى كه در اين بخش قابل تأمل است ، اين است كه ميرداماد در اين بخش ، بيان مىكند كه يكى از كارهاى جاعلان حديث ، اين بوده كه حديث ضعيف السند را با سند صحيح نقل مىكردند كه اگر چنين كارى صورت پذيرفته باشد ، براى

--> ( 1 ) . آقاى مونتگمرى وات در كتاب فلسفه و كلام اسلامى ، ص 87 ، همين نظر را اظهار مىدارد : بيشتر اقوال حكيمانه‌موروثى خاورميانه نيز به [ حضرت ] محمد صلى الله عليه و آله نسبت داده مىشد .